X
تبلیغات
دخترانه

دخترانه

این آهنگ رو دو بار شنیدم خیلی خوشم اومد به سختی باز پیداش کردم .

از دستش ندید خیلی قشنگه.

http://s4.picofile.com/file/7740724294/be_taha_be_yasin.mp3.html

نوشته شده در 92/04/16ساعت 23:51 توسط فاطمه| |


نوشته شده در 91/11/05ساعت 4:27 توسط فاطمه| |

خانم وزیر قربانی انتقاد از عملکرد دولت شد!!!

رسول خضری دیگر عضو کمسیون بهداشت مجلس گفت : از اول مهرماه بحث هایی در مورد ارز دارو مطرح بود . دولت اعتقاد داشت ارز دارو را تحویل داده و مسئولان وزارت بهداشت نیز اعتقاد داشتند که ارزی برای واردات دارو اختصاص داده نشده است . وی افزود : نباید بحث جناح بندی ها را ملاک قرار داد . باید در حوزه اقتصاد به دقت و سنجیده جلو رویم . عزل وزیر بهداشت در این برهه که عمر چندانی از دولت باقی نمانده است فقط وقت تلف می کند و متأسفانه دود آن به چشم مردم می رود . کمسیون بهداشت قطعاً مخالف این تغییر است .
 
این عضو کمسیون بهداشت تصریح کرد : تغییر وزیر در این موقعیت باعث تشدید مشکلات می شود . اختلاف نظر در همه حوزه ها هست و  دکتر دستجردی با رئیس جمهور اختلاف عقیده داشتند ولی این نباید باعث شود که وزیر را به طور ناگهانی عزل کنند .خضری در مورد عدم اختصاص ارز به واردات دارو گفت : دولت قرار بود یک سوم ارز دارو را بدهد که این امر تاکنون محقق نشده است. دکتر دستجردی نیز این موضوع را رسانه ای کرد که منجر به عزل وی شد . 

خانم دستجردی اولین وزیر زن بعد از انقلاب بودند و انصافا خدمات شایانی به دولت کردند . هرچند روز خبر دارویی جدید یا خودکفایی وآمادگی برای صادرات می دادند ولی تا ارز سهمیه بندی شد دادشان در اومد که ارز بیشتری بدید و با این مشکل کابینه را بدرود گفتند .


 در اینجا تفاوت عزل و نصب کردن های جناب رئیس جمهور را با هم مقایسه میکنیم.

انتصاب بعضا :

....

ينجانب جنابعالي را انساني موحد، مؤمن، پاك، صبور و داراي قلب و انديشه اي زلال، عاشق و دلبسته به ارزشهاي الهي و آحاد مردم جهان و عميقاً عارف و متعهد به آرمان مهدوي، حاكميت جهاني توحيد، عدالت، عشق و آزادي و مديريت مشترك ملت ها و فردي شايسته، مدير، مدبر و امين و از جهات گوناگون توانمند مي شناسم و آشنايي و همكاري با شما را براي خود هديه اي الهي و افتخاري بزرگ مي شمارم.

در ادامه توفيقات الهي در خدمت به ملت بزرگ و آرمان هاي بلند انقلاب اسلامي اينك با سمت "مشاور رييس جمهور و رييس دبيرخانه جنبش عدم تعهد" منشا خدمات گسترده تر خواهيد بود. ...

عزل بعضیا:


رییس جمهور در نامه‌ای از تلاش ها و خدمات مرضیه وحید دستجردی در دوره وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قدردانی کرد.!!!!

 بسم الله الرحمن الرحیم

سرکار خانم دکتر مرضیه وحید دستجردی

با سلام بدینوسیله از تلاش ها و خدمات جنابعالی در دوره وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قدردانی می نمایم.

امیدوارم در سایه الطاف الهی و عنایات امام عصر (عج) در سایر عرصه ها در ارایه خدمات به ملت بزرگ ایران موفق و موید باشید.


پ.ن : وقتی سلیقه مهمتر از صلاحیات میشه .

منبع : سایت الف


نوشته شده در 91/10/08ساعت 2:52 توسط فاطمه| |


نوشته شده در 91/07/12ساعت 3:2 توسط فاطمه| |

 

سلام دوستان

به پیشنهاد دوستان فراخوانی داریم برای خاطره نویسی دختران چادری اینکه ((چرا و چطوری چادری شدید ؟)) فکر کنم هر کدوم از شما داستان های جالب و آموزنده ای دارید . خاطراتتون هر دفعه میشه یکی از پست های وبلاگ .

شما میتونید خاطراتتون رو در قسمت نظرها بنویسید تا من به نمایش دوستان خودتون در بیارم البته به اسم خودتون .

منتظر هستم .


اولین خاطره **** دختری از دور دست ****

من با اینکه چند سالیه چادریم اما تازه تازه عاشق حجابم شدم....البته قبلنا هم ازش دفاع میکردم ....اما....دلم باهاش نبود!!دوست داشتم منم مثل این دخترا راحت باشم البته راحتی نه به معنای هفت قلم ارایشو بی بندوباری...اما دلم میخواست مانتو بپوشمو چادری نباشه تا جلوی دست و پامو بگیره....
دیگه خسته شده بودم از وضعم....یه روز به خدا شکایت کردم که خدایا ....من واقعا دلم میخواد حجابم بهترین باشه...اما یه وقتایی ازش خسته میشم و نمیتونم تحملش کنم....تو رو به فاطمه (س) کمکم کن.....
شاید باورت نشه....اما خدا زودتر از اونی که فکر میکردم منو اجابت کرد....گفتم که چادری بودم اما ازاینایی که با چادر روسریشون تا فرق سرشون میاد...تنها مشکلم همین بود.....از نظر رفتار و برخورد با نامحرم خیلی سنگین بودم (و هستم)و اصلا رو نمیدادم...اما تو این قضیه که فقط گردی صورتم پیدا باشه بدجور میلنگیدم......
اما خدا رو شکر....از اوایل تابستون درست شدم....اصلا باور نمیکردم یه روز بتونم این چادرو درست سر کنم.......و حالا.....عاشقشم بخدا....ارامشی که زیر این چادر دارم....هیچوقت با مانتو ولو گشاد و بلند ندارم....
اینا رو گفتم که اگه هر کی خواست حجاب داشته باشه از خدا کمک بخواد...مثل من ....و من یه روز نشستم به خودم گفتم :مریم!به چیزی که اعتقاد داری عمل کن و دنبال شناختش باش....انقدر تو سردرگمی دست و پا نزن!!
اهای کسایی که هنوز سردرگمید.....بسم لله بگید و پا شید و به چیزی که میدونید بهترنه عمل کنید....برای یه بارم که شده به شیطون و نفستون بلند بگید:نننهههه!!
.
تو رو خدا جوگیر نشید و با شناخت و علاقه برید دنبال چادر...داشتم دوستایی که طی یه جوگیری ساده!!چادری شدن...اما الان از قبلناشونم بدترن!!..به چیزی که رو سرته اعتقاد نداشته باشی باد میبرتش!!


پ.ن مدیر وبلاگ : راسخ شدن توی یه کار عزم بلندی میخواد . تبرک میگم خانمی . هر کسی این قدرت رو نداره .
نوشته شده در 91/05/30ساعت 19:19 توسط فاطمه| |

سلام دوستان

به پیشنهاد یکی شایدم دوتا (حالا ) از دوستان فراخوانی داریم برای خاطره نویسی دختران چادری اینکه  ((چرا و چطوری چادری شدید ؟)) فکر کنم هر کدوم از شما داستان های جالب و آموزنده ای دارید . خاطراتتون هر دفعه میشه یکی از پست های وبلاگ .

شما میتونید خاطراتتون رو در قسمت نظرها بنویسید تا من به نمایش دوستان خودتون در بیارم البته به اسم خودتون .

منتظر هستم .

نوشته شده در 91/05/27ساعت 23:28 توسط فاطمه| |

گرفته شده از وبلاگ دختران با حجاب http://www.hijabs.blogfa.com/

نوشته شده در 91/05/27ساعت 2:10 توسط فاطمه| |

متاسفانه زلزله ای که چند روز پیش در چند شهرستان آذربایجان اتفاق افتاد باعث در گذشت چندین تن از هموطنان عزیزمان شد هم چنین بی خانمان شدن چندین هزار نفر .از خداوند برای این عزیزان  خواستار صبر روز افزون هستیم . و برای درگذشتگان مغفرت  با ذکر صوات

تصاویر هوایى از مناطق زلزلــه زده آذربایجـان / حتما ببینید
نوشته شده در 91/05/25ساعت 5:12 توسط فاطمه| |

کاریکاتورهای یک انگلیسی به نفع مسلمانان 

كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين Images 2012 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين 1433 ,كاريكاتير انجليزي مناصر للمسلمين

ترجمه :متهم است .. زنده یامرده, احتیاط کنیدبسیارخطرناک است

بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/04/16ساعت 0:0 توسط فاطمه| |

خدایا!
مرا از فقر ترجمه و زبونی تقلید، نجات بخش،
تا قالب های ارثی را بشکنم،
تا در برابر "قالب ریزی" غرب، بایستم
تا، همچون این ها و آن ها، دیگران حرف نزنند و من فقط دهن‌ام را تکان دهم!


دكترعلی شریعتی

مجموعه آثار ۸ / نیایش

نوشته شده در 91/04/15ساعت 23:26 توسط فاطمه| |

 

هی میگن آزادی آزادی نیست نیست .

والا اینجا دانشکده است . اون پشتم بخش ماست درس میخونیم.


پ.ن : دانشکده کشاورزی ، دانشگاه ش

نوشته شده در 91/04/02ساعت 4:58 توسط فاطمه| |

بچه ها یه اتفاق خیلی بد افتاده .

یکی از دوستان خوب وبلاگنویسمون رو در یک حادثه ی رانندگی پنجشنبه هفته قبل از دست دادیم .

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 91/03/16ساعت 0:57 توسط فاطمه| |

 

اسلام !!!!

فقط داریم یه اسمو یدک میکشیم . وقتی راه میری توی این خیابونا شاید همچین احساسی رو نکنی. تو به چی اعتراض میکنی .اونی که باید اعتراض کنه من چادریم که هر روز باید جواب پس بدم.

اینجا چادر متهم اوله نمی خوام از سختیاش بگم چون خودم انتخابش کردم .

من باید جواب کدوم جامعه ی اسلامی رو بدم . وقتی به گند کشیده شده . وقتی میخوان امنیت بر قرار کنن چه درست چه غلط حجاب سر مردم میکنن . من باید جواب بدم؟

این حجاب به معنی دین نیست . توی قانون امده که باید امنیت اجتماعی اجرا بشه و هر پوشش زننده جلوش گرفته بشه. وگرنه اسلام هیچوقت همچین دستوری نداده که به زور حجاب سر مردم کنید .  والا مام راضی نیستیم هر   دختر ....  ، حجاب حضرت زهرا (س) به سر بزنه. توی اسلام مسائل خیلی مهمتری هم هست مثل نماز که اجباری توش نیست . پس گشت امنیت رو پای اسلام نزارید. اینجوری متدینن بیشتر ضربه میبینن تا بقیه.

داشتم از چادر دخترا میگفتم . توی وبلاگ خودم و خیلی وبلاگ های دیگه دیدم . میان میگن به اسم اسلام هر کار میکنید و چمیدونم سرشو از پنجره ماشین بیرون میاره میگه هرچی قره زیر چادره .

نمیدونم به کی بگم این چادر تو این جامعه ی مثلا اسلامی هیچ به درد من نمیخوره . جز تابستونایی سوزش تمام تنم از گرما  

منتم سر خودمه ، ولی تو این جامعه ی مثلا اسلامی به من چادری چقدر احترام میزارن که بخوام برای احترام دخترای عرضه کننده ی تن کاری کنم؟

حاج اقا پناهیان یه جایی میگفت چرا ما بیایم به این دخترا گیر بدیم ما باید به دخترای چادری آفرین بگیم .

این همه فیلم و مستند دخترای مسلمون شده از خارج دیدیم کسی امد از دخترای خودمون بپرسه پوششت از کجاست؟

حاج آقا پناهیان با مسئله ی حجاب زوری به نام امنیت اجتماعی که تو خیابونا اجرا میشه خیلی مخالفه . از پشت پرده های سیاسی میگه که حجاب رو بازیچه دست خودشون کردن . از مراکزی که برای حجاب تصمیم میگیرن و هیچ ربطی بهش ندارن.

این چندتا کلیپ از برنامه ی گره است با حضور حاج آقا پناهیان با موضوع چالش حجاب در جمهوریه اسلامی. حتما ببینید. اینقدر اصرار دارم که حاضرم خودم بیام خونتون براتون دانلود کنم

چالش حجاب 1

چالش حجاب 2

چالش حجاب 3

چالش حجاب 4


پ.ن : به نظر من طرح امنیت که داره الان اجرا میشه یه اشتیاه مردانست. چون هیچوقت نمیدونن جنس زن چیه .

امام صادق علیه السلام میفرمیاد پیامبر خدا {ص} فرمود مثل زن مثل استخوان پهلو است که کج است اگر او را به حال خود راها کنی از او نفع خواهی برد واگر بخواهی اورا راست کنی او را خواهی شکست .

کاملا قابل قبوله .شما ازش بخواه حجابش رو بهتر کنه دقیق عکس عمل میکنه . به نظر من این راه اشتباه . منم بودم بدتر میکردم .

اتاق فکر طرح امنیت بر اساس قانون فقط باید از زنان مثل مشاورها با تجربه تشکیل شده باشه .فقط زنها میدونن جنس زن چجوریه .

نظر یادت نره

نوشته شده در 91/03/05ساعت 2:21 توسط فاطمه| |

 

روز مادر مبارک

 


پ.ن :نمیدونم اینجور روزا باید چی نوشت. دلیلش اینه که هنوز جمله یا کلمه ای تا این حد بزرگ خلق نشده.

نمونه بهترین مامان دنیا: سه ساله اومدم دانشگاه سه سالش یه شب نشده که زنگ نزنه.

آخر چهارسال معرفیش میکنم به گینس .

 

نوشته شده در 91/02/22ساعت 4:44 توسط فاطمه| |

و یکم ژانویه سال ۱۹۱۹ در آمریکا متولد شد، دوران کودکی او با فقر همراه بود، در سن ۱۵ سالگی ازدواج کرد که تنها پس از چند ماه به دلیل رابطه با فردی جدید، از همسر خود طلاق گرفت، ولی ازدواج بعدی او نیز تنها چند سال به طول انجامید.

دختری که بدلیل خوشگلی زیاد به سمت فساد رفت+عکس

«لندیس» در ۱۵ سالگی مدرسه را رها کرد و به خاطر زیبایی خدادادی که داشت در چند شوی تلویزیونی مشغول به کار شد و همزمان در یک کلوب شبانه به عنوان خواننده کار می کرد تا آنکه سرانجام در سال ۱۹۳۷ توسط «ویلیام ای ولمن»، کارگردان هالیوودی برای بازی در فیلم «یک ستاره متولد می شود»، بازی کرد، او در این فیلم در نقش «جانت گینور» دختر جوانی بازی می کند که با آرزوی بازیگری به هالیوود سفر می  نماید.

همزمان با به شهرت رسیدن «لندیس» شایعاتی درباره فساد اخلافی او بر سر زبان ها می افتد که باعث می شود تا او از آن زمان به بعد موهایش را بلوند کند و نام خود را از «فرانسیس لیلیان ماری» به «کارول لندیس» تغییر دهد. «لندیس» در دهه ۴۰ همچنان در چند فیلم سینمایی درخشید، البته درخشش او در عرصه سینما همزمان بود با روابط غیراخلاقی او با «داریل فرانیس زانوک»، نویسنده، کارگردان و تهیه کننده برنده اسکار هالیوود. زوانوک در سیستم استودیویی هالیوود در آن برهه از زمان نقش مهمی داشت.

زمانیکه «لندیس» به رابطه خود با «زانوک» خاتمه داد، دردسرهای شغلی او نیز شروع شد و درخشش وی در عرصه سینما به اتمام رسید و از آن پس تنها توانست در چند فیلم درجه ۲ و ۳ بازی کند. او طی مدت زمان کوتاهی چند ازدواج ناموفق دیگر هم داشت، زندگی او چنان با افسردگی و شکست های پیاپی همراه شده بود که در سال های ۱۹۴۴ و ۱۹۴۶ دو بار خودکشی کرد و سرانجام در سال ۱۹۴۸ جسد وی در حالیکه باردار بود در خانه اش یافت شد، که بعدها گفته شد که مرگ او خودکشی نبوده و به ادعای مادر و خواهرش، «کری هریسون» بازیگر مشهور هالیوود که در آنزمان با لندیس رابطه داشته، او را به قتل رسانده ولی هیچگاه اتهام او ثابت نشد.


پ .ن : میدونید چرا بعد از زمان شاه دیگه ما در ایران دیگه مراسم انتخاب زیباترین زنان ایرانی رو نداشتیم ؟ مثل خیلی از کشورهای دیگه که الان این مراسم رو سالیانه برگزار میکنن ؟
چون ما زنان و دخترانمون رو بر اساس زیباییهاشون دسته بندی نمیکنیم . زیبای زن ارزشیه که باید در خانواده شکوفا بشه . برای ثبات خانواده .
وقتی زیبایی جایی غیر از خانه شکوفا بشه نتیجه ی جز فساد خانوده و جامعه نداره.
به این فکر کردین که ما برای چی به دنیا میایم ؟
قراره چیکار کنیم ؟
مثل این خانم وظیفه ی سنگین نمایش زیباییمون رو داریم ؟
آخرش که چی ؟
تا کی این زیبایی میمونه ؟
زمان پیری و بعد از مرگ چه جوابی داریم به خودمون و خدامون ؟
خداکنه زندگیمون ، مرگمون بر پایه ی زیباییمون نباشه .
آخه جوابش سخته ....
نوشته شده در 91/02/06ساعت 17:25 توسط فاطمه| |

حادثه که هیچوقت خبر نمی کند. یک روز می شنوی صدای مهیبی از سوی حیاط برخاست
.
 صدای شکستن در که می آید، هول می کند دخترک! این تازه اول راه است
.
غریبی که شاخ و دم ندارد، یک روز می بینی در خانه ات را همراه دست و پهلوی همسرت شکستند و حیات را از قلب طفل معصومت گرفتند
.
 شکسته های دل حسن را، علی بند خاهد زد و موی پریشان زینب را حسین، شانه می زند
.
 به نجار هم سفارش ساخت یک در دیگر می شود داد. بازار زرگران پر است از گواشواره های قیمتی و نو. اصلن خوب شد که گم شد. «عدو شود سبب خیر». آخر بهانه ای پیدا نمی شد که به گوشواره ای تازه راضی شوی
.
 غصه این چادر خاکی را هم نخور. به خیاط سپرده که چادری برازنده وقار فاطمی ات بدوزد
...
اما، این خاک ها را چه کسی از روی جامه های ابوتراب، خواهد زدود. دست روی دست نگذار. سهمش از این دنیا مگر چه بود؟ قرار دل و گیرایی دستانت، که در شکستگی ها، پهلوی او بود. که همان ها را هم برای خاطر غریبش، زیاد می دیدند. نوای خطبه چه حزین است. آه... این پیشانی چقدر خط خطی شده. چه کسی گره های ابروان علی را از هم وا کند..؟ دست هایم کو؟ چه کسی باز صدا زد؛ زهرا...؟!

نويسنده سید محمد رضی زاده

نوشته شده در 91/01/20ساعت 23:40 توسط فاطمه| |

یه چیز رو شاید مطمئنم ، که اگه حتی دین هم نداشتم سعی میکردم پوشش رو داشته باشم.

 

 

حالم بد میشه وقتی گاهی وقتها نگاه کثیفشون رو دنبال میکنم و میرسم به زیباترین مخلوق خدا .

میدونم امتحان سختیه ولی وقتی بدونی که ارزش چیه پوشش رو پس نمیزنی .

 قدر خودتو بدون

به خدا خودشون میگن، تو این دنیای گرونی چه ارزون ......

نوشته شده در 91/01/07ساعت 23:55 توسط فاطمه| |

هرلحظه امکان دارد جلوی درِ خانه‎تان يك مين سبز شود و پایتان روی آن برود. خارج‎شدن از شهر و سفر به شهري ديگر، هزينه‎اي بَس گزاف به قيمت جان دارد؛ آن‎هم از نوع ازدست‎دادن سر و مُثله شدن. حفظ جان با خودتان است...

 

 

پارسال جهاد اکبر یکی از مهمان های اردو سهیل کریمی مستند ساز ایرانی ولایی بود . از آخرین سفرش کلی تعریف کرد از منطقه ی در پاکستان به نام پاراچنار . جایی که تعریف کردن ازش وحشتناک بود چه برسه به دیدن اون منطقه . چیزایی که میگفت دود از کله ی آدم بلند میشد که چهجور یه همچین جایی بوده و ما خبر نداشتیم . مگه میشه به این راحتی این همه آدم رو کشت و جایی درز نکنه .

سهیل کریمی از بی دفاع بودن پاراچنار گفت از حاکمان پاکستان و طرفداری اونها از طالبان گفت.

از شهید شدن بچه مدرسه ایها و ثواب بردن دشمنان گفت از اعتقادشون به میهن و رهبر ما گفت .

از کمبودها گفت، از نداشتن سلاح، از اینکه شبها با قرعه کشی چند نفر نگهبان از شهر میشن و به دلیل نداشتن سلاح دید در شب کسی رو نمیبینن ولی دیده میشوند و شهید.

از مسافران بی سر و دست شده . و از رفتن ها و برنگشتنها گفت.

سهیل کریمی از رجوعش به مقامات گفت و گفت که همه تاسف میخوردن و سر تکون میدادن . گفت که بین صحبتاش یکی از مقامات خوابش برده بوده ...

حالا سهیل کریمی مستندش آماده شده با نام (( زخم پیوار ))


پ.ن۱: باز ببخشید که که از سختی کشیدن شیعیان گفتم.

پ.ن۲ :عکسهای جنایات رو در google. سرچ کنید.

پ.ن ۳: کم کاری ما بود که زودتر خبر ندادیم . خدا ببخشه.

بیشتر مطالب رو از در ادامه مطلب بخونید. بخونید حتمنا . آخه خیلی کلی گفتم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/11/26ساعت 5:11 توسط فاطمه| |


 پ ن : کپی برداری به هر نحو با ذکر منبع اشکالی ندارد.

نوشته شده در 90/11/07ساعت 20:49 توسط فاطمه| |


پ ن : کپی برداری به هر نحو با ذکر منبع اشکالی ندارد.http://emshaspand1991.blogfa.com/
نوشته شده در 90/11/07ساعت 20:46 توسط فاطمه| |


پ ن : کپی برداری به هر نحو با ذکر منبع اشکالی نداره.http://emshaspand1991.blogfa.com/
نوشته شده در 90/11/07ساعت 20:42 توسط فاطمه| |

 

دیدی وقتی یه جمعیت زیادی از یه چیز خوششون بیاد نمیدونی از چه راهی بفهمونی که بابا اینا همش سیاه بازیه  !!!؟

خیلی واسه دیدن ((ورود آقایان ممنوع)) به عمویم اصرار کردم . آخه خونواده ی من راضی بودن که امروز تعطیله و حال دارن یه سینما برن .ولی عموم کلا مخالف بیرون رفتن بود چه برسه به سینما که به قول خودش پول اضافه خرج کردنه و میاد رو سی دی و وقتمون رو تلف نکنیم و این حرفا...

خلاصه با هزار دوز و کلک راضیش کردیم که بیاد .(همیشه وقتی تو کار راضی کردن عموحسین میرم هفتپشت پشیمون میشم که چه غلطی کردم) وای از وقتی که جای پارک گیر نیاد.

حالا از این جوانب که بگذریم. فیلم شروع میشه و من دعا دعا که نکنه حرف نا مربوط بزنه . که در طول فیلم با صحنه ی اول هفت رنگ عوض کردم و تا آخر فیلم  فک کنم تبخیر شدم...

آخه آدم میمونه چهجور به این فیلمها میگن خانوادگی .؟؟یا شایدم فکر نمیکنن که خانواده ها با بچه هاشون میان فیلم ببینن.اصلا فکر میکنن که خانواده ها از همه سن و اقشاری هستن ؟نمیخوام حرفها یا صحنه ها رو بازگو کنم ولی اعتراض میکنم که آقا اگه واسه شما که نمیدونم کجای پایتخت نشستید این حرفها عادی شده و واسه ما که اینجا نشستیم عادی نیست .اگه واسه شما سخت نیست واسه ما هست.

توی یکی از این فیلمها آنچنان رابطه ی دختر پسر رو عادی سازی کرده بودن که آدم با بدترین فیلمهای هالیوودی نمیتونست مقایسه کنه. فیلمهای سینمایی ما فقط به ظاهر و صورت طبق قوانین و شرع اسلامی هستن.

نمیدونم چرا وقتی بازیگر مرد آرایش میکنه یا زیرابرو بر میداره کسی ناراحت نمیشه !!؟؟ولی واسه یه آشنای بیگانه!! که دیگه نسبتی با ما نداره هر حرفی یا هر حرکتی کنه به خودمون میچسبونیم و حاشا میکنیم که وای بر ما ،چه شد و چه شد . من میگم دیگه گلشیفته ایرانی نیست . ولش کنید هر کاری خواست کنه.

اینجا دارن تو سینمای ایرانی اسلامی فرهنگسازی غلط میکنن . دارن چیزی رو میسازن که ما نمیشناسیم یا بهتره اینه که هرگز نشناسیم .کجایید آدمای بینا تا بگید وای چه شد؟

دیگه به حجاب پشت دوربین دخترای سینمای ایران کار ندارم به ستایش چادری که امان از پشت صحنه اش کاری ندارم. به فیلمهایی که روی پرده آبروی ایرانیت ما رو میبرن کار دارم.

به با آنجیلیا دست دادن کارگردانش کار ندارم .به فیلمهایی که از پایه میسوزونن کار دارم.

از اینا که بگذریم فیلیمی که ساخته میشه در هرجای دنیا که باشه آخرش یه معنی یه هدفی گرفته میشه که آهان!! منظور فیلم اینه. ولی فیلمهای تجاریی توسط بازرگانان فیلم ساخته میشه چیزی جز پول در آوردن و پول دادن به گروهی شبه بازیگر نیست.

 این سینما داره به چه قیمتی برجا میمونه؟؟  

 آیا می ارزه ؟؟؟؟؟  .... یا نه؟


پ.ن: خیلی کلی گفتم.

نظر بزارید

 

نوشته شده در 90/11/04ساعت 0:5 توسط فاطمه| |

به این عکس زیاد دقت کنید .لطفا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

السلام علیک یا حسین بن علی

نوشته شده در 90/09/13ساعت 22:28 توسط فاطمه| |

گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

می توان مُحرم بیت لله اعظم باشی

شادی هردوجهانت بخدا تأمین است

گردراین ماه عزا همسفر غم باشی

از مرثیه آن گویا قیامتی برپا شد. فرمود: ای زنان شام! بنگرید که این مردم جانی شقی با آل علی(ع) چگونه معامله کردند و چه به روز اهل بیت مصطفی(ص) آوردند؟! ای زنان شام! شما این حالت و کیفیت را ملاحظه می نمایید اما از هنگامه کربلا و رستخیز روز عاشورا و حالت عطش اطفال و شهادت شهدا و برادرم و حالات قتلگاه بی خبر هستید و نمیدانید که از ستم کوفیان بی وفا و پسر زیاد بی حیا و صدمات طی راه، بر این زنان داغدار و یتیمان دل افگار و حجت خدا سید سجاد(ع) چه گذشت؟!

آنان تا مدت هفت روز مشغول ناله و سوگواری بودند.

نوشته شده در 90/09/07ساعت 1:53 توسط فاطمه| |

عکاسخونه به روزه .........................................................................................همین

http://akaskhone.blogfa.com/

نوشته شده در 90/08/08ساعت 5:29 توسط فاطمه| |

زنگ خطر

زنگ خطر

.

.

وضعیت قرمز

مسلمانان به هوش باشید.....

 

 

 


پ.ن ۱:  اگر دختر هستیدحتما یکی از اینا رو، روز تولدتون از دوستتون هدیه گرفتید.

چون هم ارزونه هم زیبا و  مخصوصه هدیه .

حمله ی  تو خالی -

مسلمانان دولتی !!! با پپسی و کوکاکولا کاری نکردید کشور رو پر کرد. حداقل ظاهر رو نگه دارید .

بازرسی چیزی بلا به دور ....

پ ن ۲:ما هرچی ارزون تر باشه و به صرفه ،میفروشیم . مغازه داره میگفت !!!

پ .ن۳: راستی اگه میخاید بگید این عکسا مشکل دارن و نهی از منکر کنید . باید بگم اگه آدمشید برید مغازه ها رو نهی و امر کنید. اینا عکس اوناست . اکی؟

 

اللهم عجل لولیک الفرج
و العافیة و النصر
 وجعلنا من خیر اعوانه وانصاره
و المستشهدین بین یده
والمسارعین الیه

 

 

نوشته شده در 90/08/06ساعت 5:54 توسط فاطمه| |

یه حس حساسیت تو وجودمه که وقتی اسمی از دختران یا زنان برده میشه گوشمو تیز میکنم ببینم چه خبره . البته وقتی جاش یه کم نا معمول باشه بیشتر حساس میشم . مثلا وقتی بحث حجاب با سخنرانی فلان استاده یا دفاع از حقوق زنان، یا نمایشگاه حجاب و... چندان کنجکاو نمیشم چون میدونم اساسا کار اساسیی نمیشه .

ولی وقتی میگن دختران امکان سفر به حج رو ندارن تمام درونم فوران میکنه . نه من گناه کار که هیچ وقت طلبیده نمیشم .دخترانی هستن که واقعا حقشونه . چی بهتر از یه حج دانشجویی ؟ با دوستات .

همون سالی که اعلام شد دختران مجرد بدون محارم نمیتونن به سفر حج مشرف بشن ، به بچه ها گفتم بیاین یه کاری بکنیم . بعضیا میگفتن حقمونه به خاطر فضاحتی که دختران در سفر حج داشتن باید این کار میشده. بعضیام میگفتن کاری از دست ما بر نمیاد از عربستان نمیپذیرن. راستی این عربا چی تو سرشونه ؟ آدمن ؟

هرچی منتظر موندم که اقدامی بشه نشد.

هان شد. ظرفیت پسرا رو بردن بالا.

دبیرستان که اصلا تو نخ این حرفا نبودم ، سفر حج واسه آدمای هم سن ما هم هست !!

تا اینکه یکی از بچه ها مشرف شد، انتخابش کرده بودن از نظر درسی و اخلاقی و حجاب . راست میگفتن دختر خیلی خوبی بود. ولی فقط بود . یه مدت پیش تو خیابون دیدمش ...

شاید با گذشت زمان این، چیز عادیی بشه ، شایدم شده. ولی این حقش نبود .

میگن امنیت تضمین نیست و چه جالب امنیت تضمین شد !!!!

راستی خدایا میگن کلیددارای خونت شراب خوارن . کاری ندارم بهشون چون هیچ کارن .میگن همه کارا دست خودته . من نه اصلا ،تا آدم نشدم نه ، ولی کسایی هستن که خیلی میخانت کارشونو درست کن.

نوشته شده در 90/07/13ساعت 1:53 توسط فاطمه| |

شاید یادآوری بعضی خاطرات بعضی ها رو به خودشون بیاره.

 

 

سال‌های طولانی است که از پایان جنگ ایران و عراق می‌گذرد و در سایه رشادت‌های زنان و مردان آزاده آن روزها فرزندانمان قد کشیده و با خیالی آسوده به کار و تحصیل مشغولند.
 
 
 
خدیجه میرشکار یکی از زنان مبارزی است که با همسرش به اسارت نیروهای عراقی درآمد و شاهد لحظات دردناکی همچون شهادت همسرش در مقابل چشمانش بود؛   
پس از گسترش حملات دشمن به "بُستان" تمام ساکنان، شهر را تخلیه کردند اما خانواده خدیجه جزء آخرین گروه‌هایی بودند که شهر را ترک کرده و به سوسنگرد پناه بردند؛ خدیجه به همراه خانواده‌اش نرفت و در شهر ماند تا برادر و همسرش را یاری کند.
 
وی در این رابطه بیان می‌کند: «به دلیل اینکه قبل از آغاز جنگ دوره‌های هلال احمر را گذرانده بودم، در بیمارستان به مجروحان جنگی رسیدگی می‌کردم اما با گذشت زمان و گسترش حملات دشمن شرایط در "بُستان" به گونه‌ای شد که هیچ زن و دختری در شهر باقی نماند بنابراین مجبور شدم همراه همسرم شهر را به مقصد اهواز ترک کنم اما در مسیر نیروهای عراقی من و همسرم را محاصره و پس از تیراندازی به ماشین و مجروحیت، من و همسرم را دستگیر کردند.»
 
پس از مجروحیت، خدیجه و همسرش توسط نیروهای عراقی دستگیر و به سمت جبهه آنها انتقال داده شدند، در طول مسیر نیز تعداد دیگری از ایرانیان توسط نیروهای عراقی دستگیر شده و با دست و پای بسته به ماشینی که خدیجه و همسرش در آن حضور داشتند، منتقل شدند.
 
میرشکار با بیان اینکه به هنگام وارد شدن اسرای ایرانی به ماشین، بنده به دلیل خونریزی شدید نیمه جان شده بودم، می‌افزاید: «با جسم نیمه جان خود و با زحمت فراوان دست یکی از اسرای ایرانی را باز کردم؛ این رزمنده پس از باز شدن دستانش بلافاصله نبض همسرم که بی‌هوش بود، را گرفت اما پس از چند ثانیه متوجه شد که نبض همسرم نمی‌زند و اینجا بود که خبر شهادت همسرم را که فقط 3 ماه در کنارش زندگی کرده بودم، به من داد.»
ادامه مطلب....

 پ.ن : سه ماه انفرادی !!!
با یه حساب سر انگشتی میشه ۹۰ روز
 یعنی یه ترم درسی همرا با روزای تعطیلش
توی یه اتاق تنهای تنها
شما توی سه ماه از روزای عمرتون چه کارایی میتونید انجام بدید؟؟؟
. هیچ کاریم که نکنید زندگی میکنید .

ادامه مطلب
نوشته شده در 90/07/11ساعت 5:19 توسط فاطمه| |

زنان با پوشش روبنده در فرانسه150 يورو جريمه مي‌شوند

با آغاز اجرايي شدن قانون ممنوعيت استفاده زنان مسلمان از پوشش روبنده (برقع) در فرانسه، زنان با پوشش روبنده 150 يورو جريمه میشوند.
 

بر اساس اين گزارش،  هر زني كه با پوشش برقع در اماكن عمومي فرانسه تردد كند، به 150 يورو جريمه نقدي محكوم خواهد شد و در صورت سرپيچي از وي خواسته مي‌شود تا به عنوان مجازات در خدمات عمومي كاري انجام دهد.

فرانسه پس از بلژيك دومين كشور اروپايي است كه پوشش صورت را در اماكن عمومي ممنوع كرده است، حال آنكه اين كشور به اصطلاح به آزادي گسترده معروف است.

فرانسه تنها كشور اتحاديه اروپاست كه در سال 2004 داشتن حجاب در مدارس را ممنوع اعلام كرد.

مسلمانان فرانسه با داشتن حدود پنج هزار مسلمان بزرگترين جمعيت مسلمانان اروپا را تشكيل مي‌دهند و بنا بر اعلام دولت اين كشور در حال حاضر دو هزار نفر از زنان مسلمان ساكن فرانسه از برقع استفاده مي‌كنند.


 

پرداخت جریمه نقدی زنان روبنده پوش بلژیکی توسط بازرگانی با غیرت
یک بازرگان ثروتمند مسلمان فرانسوی با ایجاد یک صندوق یک میلیون یورویی اعلام آمادگی کرد تا جریمه تمام افرادی را که از این قانون تخطی می کنند، بپردازد... از 23 ژوئیه سال جاری دولت بلژیک استفاده ازپوشش نقاب وبرقع درانظار عمومی این کشور را ممنوع کرده است.

به گزارش آتی نیوز به نقل از یورو نیوز،برای مبارزه با این قانون، یک بازرگان ثروتمند مسلمان فرانسوی با ایجاد یک صندوق یک میلیون یورویی اعلام آمادگی کرد تا جریمه تمام افرادی را که از این قانون تخطی می کنند، بپردازد.

او در گام نخست به اداره پلیس شهر"سن ژس” در حومه بروکسل رفت تا شخصا جریمه دو زن محجبه که از قانون تخطی کرده بودند و برقع به سر کرده بودند را پرداخت کند.

یکی از این زنان در مورد هدف خود از پوشیدن برقع می گوید : "این یک انتخاب آزادانه است و من چهارماه پیش این نوع پوشش را انتخاب کردم. من مجردم و همراه خانواده خود زندگی می کنم و حتی پدر و مادرم با این نوع پوشش موافق نیستند. اما هیچگاه از من نخواسته اند که برقع بگذارم یا آنرا بردارم.”

رشید نکاز، بازرگان ثروتمند در مورد این تصمیم خود گفت : "من موافق وضع قانون برای مردانی هستم که همسران خود را به پوشیدن نقاب مجبور می کنند و آنها را در منزل حبس می کنند. اما من از این دختران جوان حمایت می کنم تا بتوانند آزادانه در خیابان رفت و آمد کنند. این شرط آزادی و از اصول اولیه یک جامعه دمکراتیک است.”

این بازرگان فرانسوی با استناد به این دلایل خود، در نظر دارد از کشورهای بلژیک و فرانسه ابتدا درمحاکم قضایی داخلی این کشورها و در مرحله بعد، نزد دادگاه اروپایی حقوق بشر شکایت کند.

ژان دمانز، شهردار "سن ژس"، در واکنش به اقدام این بازرگان ثروتمند معتقد است :"من راه های خوبی دارم که او بهتر می تواند پول خود را در راه بهبود وضع شهر خرج کند؛ شهری که از شهروندانی متفاوت، از 154 ملیت مختلف تشکیل شده و همه با مشکلات مالی دست به گریبانند.”

جریمه تخطی اولیه ازاین قانون پنجاه یورو است که می تواند در صورت تکرار تا سقف 137.5 یورو و تحمل یک هفته زندان افزایش یابد. فرانسه اولین کشور اروپایی است که از ماه آوریل گذشته این قانون را به اجرا گذاشته است. در فرانسه جریمه تخطی از این قانون 150 یورو در نظر گرفته شده و فرد خاطی ملزم می شود تا در کلاسهای آموزش شهروندی نیزشرکت کند.


پ ن ۱: از اونجایی که وبلاگ من با نام دخترانه در صدر گوگل قرار گرفته و توسط بعضی سایت ها رصد میشه . سعی میکنم وبلاگی دخترانه تر در اختیارتون قرار بدم.

پ .ن۲ : تلاش برای مقابله فرهنگ اسلام در مهد آزادی یعنی شناخت اسلام . ما چقدر شناختیمش؟

پ.ن۳ : به نظر من روبنده خیلی خیلی حجاب قشنگتریه برای خانمهای ایرانی که مایلند صورتشون پیدا نباشه . مثل همسر رئیس جهور یا نماینده مجلس یا کسانی که به نوعی نماینده حجاب ایران هستند. روبنده زیباتر از گرفتن چادر با دست روی صورته که فقط بینی خانم پیداست . اونوقت یکی از بزگترین سایت های دنیا  عینک و بینی خانم رئیس جمهور رو به مسخره نمیگیره .

نوشته شده در 90/07/01ساعت 1:54 توسط فاطمه| |

 

این چند روز که نبودم

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/06/26ساعت 8:44 توسط فاطمه| |